تبلیغات
رویای سبز 24 - خطا

خطا

چهارشنبه 4 بهمن 1391 03:55 ب.ظنویسنده : محسن ب

 
خدایا اگر گرد وغبار خطاهایم مرا از چشم تو انداخته .....تو از آنها چشم بپوش.....و فقط نگاه کن به شفافیت توکلم.....به زلالی امیدم...

آخرین ویرایش: - -

 
جمعه 13 مرداد 1396 10:20 ق.ظ
Hi, everything is going perfectly here and ofcourse every one is sharing information, that's in fact
excellent, keep up writing.
جمعه 6 مرداد 1396 08:25 ب.ظ
Hi! I know this is somewhat off topic but I was wondering
if you knew where I could get a captcha plugin for my comment
form? I'm using the same blog platform as yours and I'm having
trouble finding one? Thanks a lot!
چهارشنبه 21 تیر 1396 01:38 ق.ظ
What i do not realize is in fact how you are now not
really a lot more well-appreciated than you might be now.
You're so intelligent. You realize thus considerably when it comes
to this topic, made me in my opinion believe it from numerous numerous angles.
Its like men and women aren't interested unless it's something to do with Girl gaga!
Your personal stuffs excellent. All the time
handle it up!
دوشنبه 12 تیر 1396 03:20 ق.ظ
I like the helpful info you provide in your articles.
I'll bookmark your weblog and check again here
frequently. I am quite sure I'll learn many new stuff right here!
Good luck for the next!
چهارشنبه 7 تیر 1396 11:55 ب.ظ
Awesome post.
شنبه 30 اردیبهشت 1396 03:42 ب.ظ
Link exchange is nothing else except it is simply placing the other
person's website link on your page at appropriate place and other person will also do similar in favor of you.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:45 ق.ظ
Wow, awesome blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your web site is magnificent, let alone the
content!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 07:37 ب.ظ
Hi there just wanted to give you a quick heads up.
The words in your article seem to be running off the screen in Chrome.
I'm not sure if this is a format issue or something to do with internet browser compatibility but I thought
I'd post to let you know. The layout look great though!
Hope you get the issue solved soon. Thanks
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:53 ق.ظ
Hello! I've been following your blog for a long time now and finally got
the courage to go ahead and give you a shout out from Dallas
Tx! Just wanted to say keep up the good work!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:22 ب.ظ
What's up, its fastidious post on the topic of media print, we all be aware of media is a wonderful
source of data.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:54 ب.ظ
Hi there, I read your blog daily. Your humoristic style is witty, keep doing what you're doing!
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:56 ق.ظ
Appreciating the time and energy you put into
your site and detailed information you provide. It's great
to come across a blog every once in a while that isn't the same
outdated rehashed material. Excellent read! I've saved your site and I'm adding your RSS feeds
to my Google account.
پنجشنبه 17 فروردین 1396 11:36 ب.ظ
Hey great website! Does running a blog such as this take a large amount of work?
I have very little understanding of coding but I had been hoping
to start my own blog in the near future. Anyways, if you have any ideas or tips
for new blog owners please share. I understand this is off topic but I simply had to ask.
Many thanks!
دوشنبه 28 اسفند 1391 03:30 ب.ظ


برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز




.
.
.
.
. آپم
دوشنبه 28 اسفند 1391 01:47 ق.ظ
می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط

قطره های پاکش را بغل کنم!
و بی هیچ اشکی
دستهایش را بگیرم
قول می دهم
فقط بویش را حس کنم!
اصلا اگر ببارد
فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم
فقط... می شود؟
امشب.... ؟

خدایا

دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است

=================
منتظرتم...
پنجشنبه 24 اسفند 1391 12:48 ق.ظ
تنها دروغی كه در زندگی تكرار كردم

وهیچكس نفهمید یك كلمه بود ...

خـــــــــــــــوبــــــــــــــــــم!!!
=================
منتظرتم...
پنجشنبه 24 اسفند 1391 12:48 ق.ظ
تنها دروغی كه در زندگی تكرار كردم

وهیچكس نفهمید یك كلمه بود ...

خـــــــــــــــوبــــــــــــــــــم!!!
=================
منتظرتم...
دوشنبه 21 اسفند 1391 02:48 ق.ظ
آری از پشت کوه آمده ام...
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

یکشنبه 20 اسفند 1391 11:23 ب.ظ
بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است
و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد

==============
منتظرتم...
جمعه 18 اسفند 1391 09:59 ب.ظ
براے پناهندگی بہ درگاه خدا،


نیاز بہ هیچ گذرنامہ و ویزایی نیستــــ ...


فقطـــ ڪافیہ نیّتــــ ڪنی ...


مهم نیست چقدر گناه با خودتــــ بہ درگاهش میبرے ...


با بلیطـــ یقیـטּ ڪہ برے ...


با گرمتریـטּ آغوش بہ استقبالت میاد ...


【شــَــڪ نـَڪُنـــ】
===================
منتظرتم...
سه شنبه 15 اسفند 1391 11:25 ب.ظ
در انتظار تو
کاسه ی صبر که هیچ
صبر کاسه هم لبریز شد …
============
منتظرتم...


شنبه 12 اسفند 1391 05:10 ب.ظ
.
تلفن همراه پیرمردى که توى اتوبوس کنارم نشسته بود زنگ خورد …

پیرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جیبش درآورد ، هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند …
رو به من کرد و گفت ببخشید ، چی نوشته ؟
گفتم نوشته “همه چیزم” ؛
پیرمرد : الو ، سلام عزیزم …
یهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زیبا و قدیمى به من گفت : همسرمه …
مادر بچه هامه …
چهارشنبه 9 اسفند 1391 01:56 ب.ظ
__$$
__$$$
__$$$$__________________$
__$$$$$________________ $$
__$$$$$$$______________ $$$
__$$((▂))$$$____________$$$$
__$$$$$$$$$$_________$$((▂))$
__$$$'¤'¤'$$$$$______$$$$$$$$$
__$$$¤'¤'¤'¤$$$$___$$$$'¤'¤'¤$$$
__$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$__$$$¤'¤'¤'¤$$$
__$$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$ $$$'¤'¤'¤'¤'$$
___$$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$ $$'¤'¤'¤'$$$
_____$$$$'¤'¤'¤'¤$$$ $$'¤'¤'$$$
__$$$$$_$$$'¤'¤'¤'¤$ $$'¤'¤$$
_$$((▂))$$$$$_$$$$$$$$$$$_O_O
$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$$_ _ $ $
$$$'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤$$$$_$$___$ $
$$$$'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤$$$$_$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$
__$$$((▂))$$$$$_$$$$$
____$$$$$$$_$$$$$
_________$$$$$
______$$$
_____$¤
___$¤
__$¤
__$¤______________¤¤¤¤¤
___$¤________¤¤¤¤¤●¤¤¤¤¤$$
____$¤______¤¤¤¤¤¤¤●¤¤¤¤¤_$$
____$¤______¤¤¤¤¤¤¤¤●¤¤¤¤_¤¤
____$¤______$$$●$$$¤¤●¤¤__$$
___$¤________$$$$$$¤¤____¤¤
__$¤__________♥$$$¤_____$$
__$¤___________$$$_____¤¤
___$¤________$$$$$$$___$$
____$¤_____$$$$$$$$$$___¤¤
_____$¤___$$$$$$$__$$$___$$
_____$¤____$$$$$____$$$___¤¤
_____$¤__$$$$$$$_____$$$__$$
______$¤$$__$$$$$_____$$$
______$$¤___$¤¤¤¤$$_____$$
____$$__$¤__$¤¤¤¤¤$$_____$$
__$$_____$¤_$¤¤¤¤¤¤$$____$$
___________$¤¤¤¤¤¤¤$$___$$
_________$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_______$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_____$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
___$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
$¤¤¤¤¤¤¤$$
$¤¤¤¤¤$$
_$¤¤¤$$
__$¤¤$$
___$¤$$
____$$$
_____$$
______$$
_______$$
______$$$$$$
_____$$$$$$$$$
_____$$$$$__$$$$
______$$$$$__$$$$$

دوشنبه 7 اسفند 1391 08:54 ب.ظ
گمشده این نسل،اعتماد است نه اعتقاد

اما افسوس

نه بر اعتماد ،اعتقادیست

و نه بر اعتقاد، اعتماد

====================
منتظرتم
چهارشنبه 2 اسفند 1391 03:46 ب.ظ
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود
روی ساحل نوشت: دریا «دزد» است.


مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ساحل نوشت
دریا «سخاوتمندترین» سفره ی هستی است


موج دریا آمد و جملات را با خود محو کرد و این پیام را به جا گذاشت
برداشت دیگران در مورد خود را در «وسعت خویش» حل کنیم


جمعه 27 بهمن 1391 09:45 ب.ظ
من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه،
که هیچ کدام از واژه هایش مترادف این “دلتنگی”های لعنتی نمیشود
کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد !
درد دارد…
دوشنبه 23 بهمن 1391 01:15 ق.ظ
نقـش یـــک درخــت خشک را
در زنـدگی بازی میکـنم
نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم
یا هیزم شکن پـیــر…
===========
منتظرتم...
شنبه 21 بهمن 1391 10:59 ب.ظ
حـــرفـــــ هــای نــاگفتــه ام را
مـی شــود در سکــوتــی جــای داد
و مـــن مــانده ام کــه چگـــونـــه
اینهمـــه سکـوتـــــ را در دلـی خستـــه بگنجــانــم!
تـــو بگـــو ایــن دل تـــابـــــ مــی آورد
اینهمـــه تنهـــــایـــی و ... ؟!
کــاش میشــد گفتــــــــ امـــا نمـی شـــود...!
==================
منتظرتم...
شنبه 21 بهمن 1391 10:59 ب.ظ
حـــرفـــــ هــای نــاگفتــه ام را
مـی شــود در سکــوتــی جــای داد
و مـــن مــانده ام کــه چگـــونـــه
اینهمـــه سکـوتـــــ را در دلـی خستـــه بگنجــانــم!
تـــو بگـــو ایــن دل تـــابـــــ مــی آورد
اینهمـــه تنهـــــایـــی و ... ؟!
کــاش میشــد گفتــــــــ امـــا نمـی شـــود...!
==================
منتظرتم...
چهارشنبه 18 بهمن 1391 07:56 ق.ظ
جغدی روی کنگره های ۲نیا نشسته بود.زندگی را تماشا می کرد.رفتن و ردپای آن را.آدم هایی را می دید که به سنگ وستون به در ودیوار دل می بندند.جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند ستون ها فرو می ریزند درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند.او بارها و بارها تاج های شکسته غرور های تکه پاره شده را لا به لای خاکروبه های کاخ ۲نیا دیده بود.او همیشه آوازهایی درباره ۲نیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های دل ضخیم آدم ها با این آوازها کمی بلرزد.روزی کبوتری از آن حوالی می گذشت.آواز جغد را که شنید گفت:بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی.آدم ها آوازت را دوست ندارند.غمگین شان می کنی.دوستت ندارند می گویند: بد یمنی و بد شگون و جز خبر بد جیزی نداری.جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.سکوت او آسمان را افسرد.آن وقت خدا گفت:آواز خوان کنگره های خاکی من.پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟دل آسمانم گرفته است.خغد گفت:خدایا آدم هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.خدا گفت:آوازهای تو بوی دل کندن می دهد.آدم ها عاشق دل بستن اند.دل بستن به هر چیز بزرگ و کوچک.تو مرغ تماشا و اندیشه ای..وآن که می بیند و می اندیشد به هیچ چیز دل نمی بندد.دل نبستن قشنگ ترین سخت ترین کار ۲نیاست.اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های ۲نیا می خواند و آن کس که می فهمد می داند که آواز جغد پیغام خداست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30